ستاره ی سهیل
امروز
زلیلی من شنیدم یا علی گفت به مجنون چون رسیدم یاعلی گفت
مگر این وادی دارالجنون است که هر دیوانه دیدم یاعلی گفت
نسیمی غنچه ای را باز می کرد به گوش غنچه کم کم یا علی گفت
چمن باریزش باران رحمت دعای کرد او هم یا علی گفت
یقین ژروردگار آفرینش به موجودات عالم یا علی گفت
خمیر خاک آدم را سرشتند چو بر می خواست یا علی گفت
مسیحا هم دم از اعجاز می زد زبس بیچاره مریم یا علی گفت
علی را ضربتی کاری نمی کرد گمانم ابن ملجم یا علی گفت
مگر خیبر زجایش کنده می شد یقین آنجا علی هم یا علی گفت
چو زد بر گردن مرحب علی تیغ در آن میدان علی هم یا علی گفت
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2008-2010 © by starsohel.blogfa.com
Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM
